خرید بک لینک
یاله خدا نام ن

دوازده سال از چهارده خرداد۸۴
از
سالروز ابدی شدن وغروب آفتاب عمر شادروان طاهر اسماعیلی(دایی عزیزم) گذشت

دایی جان
از سکوتم می نويسم تا بدانی خسته ام
بی هوايت کنج پستوهای غم يخ بسته ام،،،

بی تو بی تابی دراين برزخ به جانم خیمه زد
من هنوز این بغض را از رفتن ات نشکسته ام
کاش بودی تا بهارم غرق بی رنگی نبود
کاش در تقدير ما دوری ودلتنگی نبود،،
دوازده سال شتابان گذشت
دوازده بهار موجبات مجدد حیات طبیعت سپری شد اما حیات مردی از تبار نیکان وصبوران زمانه اسکستان تجدید نگردید راهی بی بازگشت بر او مقدر گشت
شاد روان استاد طاهر اسماعیلی اسکستانی که معروفیت در اسکستان به صبور دیی و غیر این سرزمین به استا طاهر برای همگان بود
نجاری قابل وبا خلاقیتی بود که در عنوان جوانی بر این پیشه اشتغال داشته وتا ادامه زندگی اش
یادگارهاش در مناطقی از گیلان که غالب اسکستانیها در آن کار می کردند مشهود می باشد
هنوز مردمانی در اطراف واکناف کمسار شفت بویژه صقیل کومه انبارهای برنج دست ساخت چوبی اش را بیادگار نگه داشتند که بنده چند تا آنها را در آن محلات دیده ام
استا طاهر اسماعیلی
با (شادروانان شوذب وآبیس ومادرم سلمه ) به خوشی و خرمی زندگی را طی می کردند تا اینکه هر کدام صاحب زندگی مستقل شده وجدا آغازگر زندگی نوینی شدند
و هرکدام در آرامش زندگی خویش را میگذرانند

اما اولین موضوعی که آرامش این خاندان را بهم زد
فوت همسر گرامی مشهدی آبیس (مرحومه فخری خانم) بود که مادر ارجمند جنابان صحاب وشادروان اسمعیلی(بابا)وحاج شمسعلی بوده
استا طاهر با دیدن فرزندان بی مادر برادرش غم واسه را در درونش می ریخت ونهادش آشفته حال می شد
ولی از آنجاییکه معروف به صبور بود صبوری میکرد تا لقبش با خلق و خوی ش همسو شود
دومین عارضه ای بر او غالب گشت
درگذشت خواهش در عنفوان جوانی بنام پروانه بود که خاله اینجانب بود بدون اینکه نشانه ای از خود بانوان فرزند بیادگار بگذارد
واما حوداث زمانه استاد طاهر را رها نمی کرد
در سوم محرم ۱۳۴۶خبر درگذشت یگانه خواهرش (مادرم سلمه اسماعیلی) را در غربت برای خانواده اش تلاش می کرد تا معاشی برایشان تهیه کند دادند
سراسیمه در آبانماه سرد۴۶خود را به اسکستان رساند تا شاهد به خاکسپاری خواهرش در میان برف در قبرستان پایین اسکستان همجوار آقا سید آقا باقر ع باشد کار طرف دیگر از بازماندگان خواهانش آنها باشیم استمالت و دلجویی کند
من بخوبی بیاد دارم که چگونه زن دایی هایم(زنده یادان زری اکبری همسر دوم دایی آبیس وحلیمه شمسی پور زن دایی صبورم) جای مادرم را برام پر می کردند تا احساس بی مادری نکنم
الحق چند سالی احساس بی مادری نکردم
هنوز غم فراق مادرم در دل و جان استا طاهر لانه داشت که خبر مرگ زن دادش بزرگش مرحومه بانو دانیالپور را شنید و بی مادری ما و فرزندان برادرش شوذب مزید علت به غم وغصه اش شد
چند سالی از این واقعه نگذشت که خیمه گرم خانه اش فرود آمد

آری این بار عمود خیمه خانه اش باد سهمگین روزگار به زیر کشید
و روزگار وگلچین زمانه همسر مهربانش را از او گرفت وسه فرزندش را بی مادر نمود
بخوبی بیاد دارم از مهربانی و عشق به زندگی و دوست داشتن بانوی مهربان استا طاهر یعنی شادروان حلیمه شمسی پور که واقعا یک زن تمام عیار از هر حیث بوده و یگانه اسکستان که هر کس این مادر و همسر نمونه را دیده است اذعان می کند وبر گفته هایش مهر صدق خواهند زد
زمانیکه خبر آمدن استا طاهر را از گیلان می شنید چنان شادمان ومسرور می گشت وبا پوشیدن بهترین لباسهای شما به استقبالش میرفت که گویا ملکه برای ورود شاه وتاج سرش می رود
وباهبیت وشکوه از اواستقبال می کرد وهنگام رفتن به جایی دور چنان او را بدرقه می کرد گویا یک مقام رسمی وصاحب منصبی عزم سفر دارد و این خاطرات هنوز در یاد و خاطره همقطاران و همسایگان و اسکستانیهاست
واقعا از دست دادن چنین زنی فداکار و مهربان تاروپود استاطاهر را بهم ریخت و پاشیدگی زندگی را بنوعی رقم زد
دیدن وبزرگ کردن آقایان صابر وجابر اسماعیلی برایش بسیار دشواربود. وسخت
مخصوصا در زمانی که آقا صابر. در جبهه جنگ بود استا طاهر از هر زمانی دلواپس تر بود
درگذشت برادر زاده جوانش مرحوم بابا اسماعیلی غمی جانکاه را بر اومستولی ساخت
و همچنین فقدان برادر دوست داشتنی است شوذب و مشهدی آبیس

استا طاهر با دیدن این همه مصیبتها همچنان صبور بود و با متانت وبا وقار
همه اسکستانی میدانند ایشان بسیار در جای خود شوخ طبع ودرعین حال در کار جدی بود
درمیان بزرگ و کوچک جایگاه ویژه ای داشت
رنج روزگار بر او غالب نشد بلکه او بر روزگار خویش غالب بود
تمیزی و آراستگی وپیراستگی اش زبانزد همه بود
خانه اش واسباب واثاثیه اش چنان منظم و پاکیزه بود که غبطه هر بیننده ای را دربر میداشت
امین مردم بود
متدین واهل تقوی و ورع بود
در کارهای عام المنفعه پیش قدم بود
وارد همه مهمتر عاشق بچه هایش بود
که

برچسب: نویسنده: نیکی رستگار تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 2:30

صفحه بندی